در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورت بسیار کوتاه یا گذرا
in a very brief or momentary manner
«او به سرعت به ساعت نگاه کرد.»
“She glanced fleetingly at the clock.”
«لبخند به طور گذرا روی صورتش ظاهر شد.»
“The smile appeared fleetingly on his face.”
مترادف متداول؛ مدت کوتاه را نشان میدهد.
Common synonym; indicates short duration.