flees

/fliːz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): fledpast participle (مفعولی): fled-ing (حال): fleeing3rd (سوم): flees

فعل — فرار می‌کند

فرار می‌کندگریز می‌زندمی‌گریزد

سریع فرار می‌کند تا از خطر یا مشکل دور شود.

Runs away quickly to escape danger or trouble.

«او وقتی صدای بلندی می‌شنود فرار می‌کند.»

She flees when she hears a loud noise.

«دزد از دست پلیس فرار می‌کند.»

The thief flees the police.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000