در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی از فلاندِر، منطقهای در بلژیک.
A person from Flanders, a region in Belgium.
«او فلاندری است که هلندی صحبت میکند.»
“He is a Fleming who speaks Dutch.”
«فلاندریها عمدتا در شمال بلژیک زندگی میکنند.»
“Flemings live mainly in northern Belgium.”