flemish

fle·mish/ˈflɛmɪʃ/
1adjective (صفت)common

صفت — فلاندری

فلاندریفلمنکی

مرتبط با منطقه فلاندرز، مردم آن یا زبان آنها در بلژیک.

Relating to Flanders, its people, or their language spoken in Belgium.

«او فرهنگ فلمنکی را در دانشگاه مطالعه می‌کند.»

She studies Flemish culture at university.

«فلمنکی در بخش‌هایی از بلژیک صحبت می‌شود.»

Flemish is spoken in parts of Belgium.

2noun (اسم)common

اسم — زبان فلمنکی

زبان فلمنکی

زبانی که در فلاندرز، منطقه شمالی بلژیک صحبت می‌شود.

The language spoken in Flanders, a northern region of Belgium.

«او برای ارتباط در بلژیک فلمنکی یاد گرفت.»

He learned Flemish to communicate in Belgium.

«فلمنکی شباهت‌هایی با زبان هلندی دارد.»

Flemish has similarities to Dutch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000