در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تکه بزرگ یخ شناور روی سطح دریا یا دریاچه.
A large sheet of floating ice on the surface of the sea or a lake.
«کشتی از میان تکههای یخ خطرناک عبور کرد.»
“The ship navigated through dangerous ice floes.”
«خرسهای قطبی روی تکههای یخ حرکت میکنند.»
“Polar bears walk on ice floes.”