floaty

float·y/ˈfloʊti/
floatto rest or move on the surface of a liquid-ycharacterized by; full of
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): floatiersuperlative (عالی): floatiest

صفت — سبک و روان

سبک و روانکم‌وزن

سبک و لطیف در حرکت یا ظاهر، طوری که انگار در حال شناور بودن است.

Light and delicate in movement or appearance, seeming to float.

«او لباس سبکی پوشیده بود که با نسیم حرکت می‌کرد.»

She wore a floaty dress that moved with the breeze.

«پارچه سبک باعث شد دامن زیبا به نظر برسد.»

The floaty fabric made the skirt look elegant.

تفاوت با واژه‌های مشابه
airyسبک

متداول. برای توصیف ویژگی‌های سبک و لطیف مشابه floaty استفاده می‌شود.

Common. Used to describe light and delicate qualities similar to floaty.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): floatiersuperlative (عالی): floatiest

صفت — شناور

شناورسبک

تمایل به شناور ماندن روی آب یا هوا به جای غرق شدن.

Tending to float on water or air rather than sink.

«اسباب‌بازی شناور روی سطح آب ماند.»

The floaty toy stayed on the water’s surface.

«برگ سبک بود و فوراً غرق نشد.»

The leaf was floaty and did not sink immediately.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000