verb (فعل)commonpast (گذشته): floatedpast participle (مفعولی): floated-ing (حال): floating3rd (سوم): floats
فعل — شناور شدن (گذشته)
شناور شدن (گذشته)بیرون روی آب ماندن
در گذشته روی سطح مایع حرکت کردن یا قرار گرفتن.
Moved or rested on the surface of a liquid in the past.
«قایق آرام آرام در رودخانه شناور شد.»
“The boat floated gently down the river.”
«برگها روی سطح برکه شناور بودند.»
“Leaves floated on the pond surface.”
تفاوت با واژههای مشابه
drifted— شناور شدن
رسمی یا شاعرانه، با معنی مشابه ولی ممکن است حرکت آرام را شامل شود.
Formal or poetic, similar meaning but can imply slow movement.