floater

float·er/ˈfloʊ.tɚ/
floatto rest or move on the surface of a liquid-erone who performs an action or thing that does the root verb
1noun (اسم)commonplural (جمع): floaters

اسم — شناور

شناورچیزی که روی آب حرکت می‌کند

چیزی یا کسی که روی سطح آب شناور است یا حرکت می‌کند.

An object or person that floats or drifts on the surface of water.

«تکه چوب روی رودخانه شناور بود.»

The wooden log acted as a floater on the river.

«او در استخر شناور بود و از آب آرام لذت می‌برد.»

She is a floater in the swimming pool, enjoying the calm water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buoyعلامت شناور

رایج. علامتی شناور در آب است، با شیء شناور مشابه است اما به افراد یا اشیاء شناور عمومی اشاره ندارد.

Common. A floating marker in water, similar object but not referring to a person or general floating object. 'A buoy marks safe passage' works; 'He is a buoy' does not.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): floaters

اسم — موی شناور در چشم

موی شناور در چشمکدری شناور در چشم

نقطه یا شکل کوچکی که به صورت شناور در میدان دید چشم دیده می‌شود.

A small, dark shape or spot seen drifting in the eye's field of vision.

«یک موی شناور جلوی بخشی از دیدم را گرفت.»

I noticed a floater blocking part of my vision.

«موی‌های شناور رایج و معمولاً بی‌ضرر هستند.»

Floaters are common and usually harmless.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eyeflakeذره چشم

غیررسمی و نادر. اصطلاحی غیررسمی برای نقاط ریز در دید است و در محیط پزشکی به کار نمی‌رود.

Informal/rare. A casual or less common term for tiny spots in vision, not used in medical contexts. 'Eyeflake' may be used in casual talk; 'floater' preferred medically.

3noun (اسم)commonplural (جمع): floaters

اسم — نیروی شناور

نیروی شناورکارمند متحرک

کارمند موقت یا جایگزین که جای ثابتی ندارد و بین بخش‌ها در صورت نیاز جابجا می‌شود.

A temporary or substitute employee without a fixed workstation, moving between departments as needed.

«شرکت یک نیروی شناور برای پوشش شیفت‌ها در بخش‌های مختلف استخدام کرد.»

The company hired a floater to cover shifts in multiple departments.

«به عنوان نیروی شناور، هر جا که کارکنان اضافی لازم باشد کمک می‌کند.»

As a floater, she helps wherever extra staff is needed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tempکارمند موقت

رایج/غیررسمی. کارمند موقت برای دوره‌های کوتاه است و ممکن است جای ثابتی داشته باشد.

Common/Informal. A temporary worker hired for short periods; often interchangeable but 'temp' is broader and can have a fixed station.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000