floury

flou·ry/ˈflaʊri/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): flouriersuperlative (عالی): flouriest

صفت — آردی

آردیپودری

پوشیده از آرد یا شبیه آرد از نظر ظاهر یا بافت؛ پودری.

Covered with or resembling flour in appearance or texture; powdery.

«روی پوسته نان بافتی آردی داشت.»

The bread had a floury texture on the crust.

«بعد از پخت، دست‌هایش آردی شده بود.»

His hands were floury after baking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
powderyپودری

رایج. معنی مشابه و برای ذرات ریز و خشک به کار می‌رود.

Common. Similar meaning, describes fine, dry particles like flour.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000