flub

/flʌb/
verb (فعل)informalpast (گذشته): flubbedpast participle (مفعولی): flubbed-ing (حال): flubbing3rd (سوم): flubs

فعل — اشتباه کردن

اشتباه کردنبه‌هم ریختن

اشتباه کردن یا یک کار را به‌هم ریختن، به‌ویژه در انجام کاری.

To make a mistake or mess something up, especially in performing a task.

«او ارائه را به شدت خراب کرد.»

He flubbed the presentation badly.

«دیالوگ‌هایت را در نمایش اشتباه نکن.»

Don’t flub your lines in the play.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blunderاشتباه بزرگ

رایج. اشتباه بزرگ معمولاً با پیامدهای مشخص، مشابه flub ولی اغلب جدی‌تر.

Common. Serious mistake usually with noticeable consequences—similar to flub but often more severe.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000