flowery

flow·er·y/ˈflaʊəri/
flowera plant's bloom-ycharacterized by
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): flowiersuperlative (عالی): flowiest

صفت — گلدار

گلدارگل‌آلوددارای گل

سرشار از گل یا تزئین شده با گل.

Having many flowers or decorated with flowers.

«او لباس گلدار به مهمانی پوشید.»

She wore a flowery dress to the party.

«باغ پر از بوته‌های گلدار بود.»

The garden was full of flowery bushes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floralگل‌دار

رسمی یا ادبی؛ معمولاً برای الگو یا سبک‌های دارای گل کاربرد دارد.

Formal or literary. Generally interchangeable with 'flowery' when describing patterns or styles decorated with flowers.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): flowiersuperlative (عالی): flowiest

صفت — پرزرق‌وبرق

پرزرق‌وبرقفخرفروشانه

استفاده از کلمات پیچیده یا پر زرق و برق، اغلب بیش از حد.

Using many elaborate or ornate words, often excessively.

«سخنرانی پرزرق و برق او بسیاری را گیج کرد.»

His flowery speech confused many listeners.

«از به‌کار بردن کلمات فخرفروشانه در نوشتار رسمی بپرهیزید.»

Avoid using flowery words in formal writing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ornateمزین

رسمی؛ معمولاً به سبک مفصل اشاره دارد و ممکن است مثبت‌تر از flowery باشد.

Formal. Usually refers to elaborate style, can be more positive than 'flowery' in language.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000