floral

flo·ral/ˈflɒrəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): floralersuperlative (عالی): floralest

صفت — گل‌دار

گل‌دارگل‌مانند

مربوط به یا شامل گل‌ها بودن.

Relating to or consisting of flowers.

«او لباسی با طرح گل‌دار پوشیده بود.»

She wore a dress with a floral pattern.

«باغ پر از عطرهای گل‌دار است.»

The garden is full of floral scents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floweryگل‌آلود

غیررسمی یا ادبی؛ بیشتر به معنی تزئینی یا شکوفا.

Informal or literary; more decorative or blooming.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000