flora

flo·ra/ˈflɔːrə/
noun (اسم)formal

اسم — فلور

فلورگیاهان منطقه

گیاهان یک منطقه یا دورهٔ خاص

The plants of a particular region or period

«فلور جنگل آمازون بسیار متنوع است.»

The flora of the Amazon rainforest is incredibly diverse.

«در طول پیاده‌روی، فلور محلی را مطالعه کردیم.»

We studied the local flora during our hike.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vegetationگیاهان

رایج. به تمام زندگی گیاهی در یک منطقه اشاره دارد، شبیه flora ولی گسترده‌تر.

Common. Refers to all plant life in an area, similar to flora but broader.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000