flowcharting

flow·chart·ing/ˈfloʊˌtʃɑrtɪŋ/
noun (اسم)technical

اسم — رسم نمودار جریان

رسم نمودار جریانتهیه نمودار

عمل یا فرآیند رسم نمودارهای جریان که گام‌های یک فرآیند یا سیستم را نشان می‌دهند.

The act or process of making flowcharts, diagrams showing steps in a process or system.

«رسم نمودار جریان به تصویر کشیدن فرآیندهای پیچیده کمک می‌کند.»

Flowcharting helps visualize complex processes.

«او در حال تهیه نمودار جریان روند کاری شرکت است.»

She is flowcharting the company's workflow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000