flout

/flaʊt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): floutedpast participle (مفعولی): flouted-ing (حال): flouting3rd (سوم): flouts

فعل — زیر پا گذاشتن

زیر پا گذاشتننپذیرفتنبی‌اعتنایی کردن

آشکارا از یک قانون، مقررات یا عرف سرپیچی کردن.

To openly disregard a rule, law, or convention.

«بسیاری از رانندگان محدودیت سرعت در این جاده را زیر پا می‌گذارند.»

Many drivers flout the speed limit on this road.

«او عرف جامعه مؤدب را نپذیرفت.»

He flouted the conventions of polite society.

تفاوت با واژه‌های مشابه
defyبه چالش کشیدن

رایج. به چالش کشیدن مستقیم و اغلب ستیزه‌جویانه با اقتدار یا یک سیستم را تداعی می‌کند. 'به چالش کشیدن یک دستور' درست است، 'زیر پا گذاشتن یک قانون' بیشتر در مورد بی‌اعتنایی آشکار است.

Common. Implies a more direct and often confrontational challenge to authority or a system. 'Defy an order' works, 'flout a rule' is more about open disregard.

disregardنادیده گرفتن

روزمره. شدت کمتری از flout دارد، صرفاً به معنای بی‌توجهی به چیزی است، اغلب بدون سرپیچی عمدی. 'نادیده گرفتن یک هشدار' درست است، 'زیر پا گذاشتن یک هشدار' به بی‌احترامی فعال‌تر و آشکارتر اشاره دارد.

Everyday. Less strong than 'flout', simply means to pay no attention to something, often without deliberate defiance. 'Disregard a warning' works, 'flout a warning' implies a more active, open contempt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000