obey

o·bey/əˈbeɪ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): obeyedpast participle (مفعولی): obeyed-ing (حال): obeying3rd (سوم): obeys

فعل — اطاعت کردن

اطاعت کردنپیروی کردن

دستورها یا قوانین یک شخص یا قانون را اجرا کردن یا پیروی کردن.

To follow the commands or instructions of a person or law.

«سگ‌ها از صاحب‌های خود اطاعت می‌کنند.»

Dogs obey their owners.

«کودکان باید از والدین خود پیروی کنند.»

Children should obey their parents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
followدنبال کردن

روزمره. در بسیاری از زمینه‌ها برای پیروی از قوانین یا دستورها قابل‌جایگزین است.

Everyday. Can replace obey in many contexts of following rules or instructions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000