flouts

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/flaʊts/
verb (فعل)formalpast (گذشته): floutedpast participle (مفعولی): flouted-ing (حال): flouting3rd (سوم): flouts

فعل — نقض کردن

نقض کردنبی‌احترامی کردن به

به طور آشکار قوانین یا مقررات را نافرمانی کردن (شکل سوم شخص مفرد flout)

Openly disobeys or shows contempt for rules or laws (third person singular of flout)

«او قوانین لباس در محل کار را نادیده می‌گیرد.»

She flouts the dress code at work.

«گروه مقررات ایمنی را نقض می‌کند.»

The group flouts safety regulations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
defiesسرپیچی می‌کند

متداول. معنای مشابه در نافرمانی.

Common. Similar meaning in disrespecting rules.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000