fog a mirror

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fog a mir·ror/fɑɡ ə ˈmɪrər/
phrase (عبارت)informal

عبارت — نفس کشیدن

نفس کشیدننشانه زنده بودن داشتن

با بخار کردن آینه هنگام نفس کشیدن، زنده بودن را نشان دادن.

To show signs of being alive by breathing onto a mirror.

«اگر نفس می‌کشد، از عهده این کار برمی‌آید.»

If he can fog a mirror, he can do the job.

«پزشک بررسی کرد که آیا او نفس می‌کشد یا نه.»

The medic checked whether she could fog a mirror.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000