fogbound

fog·bound/ˈfɒɡbaʊnd/
fogdense mist or low cloudboundrestricted or confined
adjective (صفت)formal

صفت — محصور شده در مه

محصور شده در مهمعلق در مه

محدود یا عقب‌مانده به‌دلیل مه، به‌ویژه درباره حمل‌ونقل یا سفر.

Restricted or delayed by fog, especially referring to transportation or travel.

«فرودگاه برای ساعاتی به‌دلیل مه بسته بود.»

The airport was fogbound for hours.

«راه‌های محصور در مه باعث تأخیر امروز صبح شدند.»

Fogbound roads caused delays this morning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000