follies

fol·lies/ˈfɒl.iz/
follylack of good sense or foolishness-iesplural
noun (اسم)formalplural (جمع): follies

اسم — خطاها

خطاهانادانی‌ها

جمع کلمه folly؛ اعمال یا کارهای نادانانه یا بی‌عقلانه.

Plural of folly: acts of foolishness or lack of good judgment.

«کارهای نابخردانه‌‌اش منجر به عواقب جدی شد.»

His follies led to serious consequences.

«باید از خطاهای گذشته عبرت بگیریم.»

We should learn from past follies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foolishnessنادانی

اصطلاح کلی برای کمبود خرد است، قابل تعویض با folly در بسیاری از موارد.

General term for lack of wisdom, interchangeable with 'folly' in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000