folksy

folk·sy/ˈfoʊksi/
folkpeople-sycharacteristic of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): folksiersuperlative (عالی): folksiest

صفت — خودمانی

خودمانیصمیمیساده و بی‌آلایش

دوستانه و غیررسمی به شیوه‌ای که خاص مردم عادی است، اغلب با اشاره به سادگی، سنتی بودن یا جذابیت.

Friendly and informal in a way that is characteristic of ordinary people, often implying a simple, traditional, or charming quality.

«جذابیت خودمانی او دل تماشاچیان را برد.»

His folksy charm won over the audience.

«خواننده آهنگی خودمانی را با گیتار آکوستیک اجرا کرد.»

The singer performed a folksy tune with an acoustic guitar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
homelyخودمانی

روزمره. بر راحتی، سادگی و بی‌تکلفی تأکید دارد، اغلب مربوط به خانه یا زندگی روستایی. 'فضایی خودمانی' درست است، اما 'یک سخنرانی خودمانی' برای محتوای folksy کمتر رایج است.

Everyday. Emphasizes comfort, simplicity, and unpretentiousness, often relating to home or rural life. 'A homely atmosphere' works, 'a homely speech' is less common for folksy content.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000