در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
داستان سنتی که به صورت شفاهی در میان مردم منتقل میشود.
A traditional story passed down orally within a community.
«او داستانی عامیانه از کودکیاش تعریف کرد.»
“She told a folktale from her childhood.”
«داستانهای عامیانه اغلب درسهای اخلاقی میآموزند.»
“Folktales often teach moral lessons.”
رایج. افسانهها معمولاً شامل عناصر تاریخی هستند؛ ولی داستانهای عامیانه بیشتر روایت سنتیاند.
Common. Similar but legends often include historical elements; folktales focus on traditional storytelling.