folktale

folk·tale/ˈfoʊkˌteɪl/
folkpeopletalestory
noun (اسم)commonplural (جمع): folktales

اسم — افسانه مردمی

افسانه مردمیداستان عامیانه

داستان سنتی که به صورت شفاهی در میان مردم منتقل می‌شود.

A traditional story passed down orally within a community.

«او داستانی عامیانه از کودکی‌اش تعریف کرد.»

She told a folktale from her childhood.

«داستان‌های عامیانه اغلب درس‌های اخلاقی می‌آموزند.»

Folktales often teach moral lessons.

تفاوت با واژه‌های مشابه
legendاسطوره

رایج. افسانه‌ها معمولاً شامل عناصر تاریخی هستند؛ ولی داستان‌های عامیانه بیشتر روایت سنتی‌اند.

Common. Similar but legends often include historical elements; folktales focus on traditional storytelling.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000