foolproof

fool·proof/ˈfuːlpruːf/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more foolproofsuperlative (عالی): most foolproof

صفت — بی‌نقص

بی‌نقصمطمئن

طوری طراحی شده که بسیار ساده یا مطمئن باشد و شکست عملاً غیرممکن باشد.

Designed to be so simple or reliable that failure is impossible or very unlikely.

«این راه‌حلی بی‌نقص برای حل مسئله است.»

This is a foolproof way to solve the problem.

«قفل طوری طراحی شده که مطمئن باشد.»

The lock is designed to be foolproof.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reliableقابل اعتماد

متداول. قابل اتکا و اعتماد؛ مشابه است اما foolproof بیشتر روی عدم امکان خطا تأکید دارد.

Common. Dependable and trustworthy; similar but foolproof emphasizes imperviousness to error.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000