footman

foot·man/ˈfʊtmən/
footpertaining to the foot or on footmanmale servant
noun (اسم)formalplural (جمع): footmen

اسم — خادم

خادمپیشخدمت مرد

خدمتکاری مرد که در خانه‌های بزرگ از مهمانان پذیرایی و در میز غذا خدمت می‌کند.

A male servant who attends to guests and waits on tables in large houses.

«خادم به‌صورت مودبانه در را باز کرد.»

The footman opened the door politely.

«خادمان اغلب در خانه‌های بزرگ لباس فرم می‌پوشیدند.»

Footmen often wore liveries in grand homes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000