footloose

foot·loose/ˈfʊtluːs/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more footloosesuperlative (عالی): most footloose

صفت — آزاد

آزادبی‌تعهدبی‌دغدغه

آزاد برای انجام هر کاری که می‌خواهد؛ بدون تعهدات یا مسئولیت‌ها.

Free to do as one pleases; having no commitments or responsibilities.

«بعد از فارغ‌التحصیلی، آزاد بود و آماده برای سفر.»

After graduation, she was footloose and ready to travel.

«از روزهای بی‌دغدغه و بدون برنامه لذت می‌برد.»

He enjoyed footloose days without any plans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unattachedغیرمتعهد

رایج. تأکید بر نبود تعهدات، مشابه footloose.

Common. Emphasizes absence of commitments, similar to footloose.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000