formatting

for·mat·ting/ˈfɔːr·mæt·ɪŋ/
formatarrangement or layout-ingactivity or process
noun (اسم)common

اسم — قالب‌بندی

قالب‌بندیصفحه‌آرایی

فرایند مرتب‌کردن متن، داده یا اشیا به یک چیدمان یا سبک خاص.

The process of arranging text, data, or objects in a particular layout or style.

«قالب‌بندی سند چندین ساعت طول کشید.»

Formatting the document took several hours.

«قالب‌بندی درست خوانایی را بهتر می‌کند.»

Proper formatting improves readability.

تفاوت با واژه‌های مشابه
layoutچیدمان

رایج و در صورت معنای مرتب‌کردن بصری محتوا قابل جایگزینی.

Common and interchangeable when meaning visual arrangement of content.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000