forthtell

forth·tell/ˈfɔːrθˌtɛl/
forthforwardtellto speak or declare
verb (فعل)archaicpast (گذشته): forthtoldpast participle (مفعولی): forthtold-ing (حال): forthtelling3rd (سوم): forthtells

فعل — پیشگویی کردن

پیشگویی کردناعلام پیشاپیش

به‌طور پیشاپیش پیش‌بینی یا اعلام کردن چیزی.

To predict or announce something in advance.

«پیامبران رویدادهای آینده را پیشگویی می‌کنند.»

Prophets forthtell future events.

«او طوفان پیش رو را پیش‌بینی می‌کند.»

He forthtells the coming storm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000