fraternal

fra·ter·nal/frəˈtɜːrnəl/
fraterbrother-nalrelating to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): fraternalersuperlative (عالی): fraternalest

صفت — برادری

برادریدوستانه

مربوط به برادران یا روابط برادری؛ همیار و دوستانه.

Relating to brothers or brotherly relations; cooperative and friendly.

«آن‌ها ارتباطی برادری داشتند.»

They shared a fraternal bond.

«این سازمان حمایت‌های برادری را ترویج می‌کند.»

The organization promotes fraternal support.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brotherlyبرادری

رایج. بر روابط مهربانانه یا صمیمانه برادرانه تأکید دارد.

Common. Emphasizes kind or intimate brother-like relations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000