در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سازمانی از دانشجویان مرد در کالج برای اهداف اجتماعی یا فرهنگی.
An organization of male college students for social or cultural purposes.
«او در دانشگاه به یک فرات پیوست.»
“He joined a fraternity at the university.”
«فراتها اغلب مهمانی برگزار میکنند.»
“Frats often host parties.”
رایج. تاکید بر روابط نزدیک میان اعضا دارد.
Common. Emphasizes close relationships among members.
اصطلاح کلی برای گروههای اجتماعی؛ فرات مختص انجمنهای مردانه کالج است.
General term for social groups; frat is specific to male college organizations.