club

/klʌb/
1noun (اسم)commonplural (جمع): clubs

اسم — چماق

چماقکلاب (سلاح)

چوب سنگین و محکمی که برای ضربه زدن یا به عنوان سلاح استفاده می‌شود.

A heavy stick used as a weapon or tool for hitting.

«او از چماق برای دفاع از خود استفاده کرد.»

He used a club to defend himself.

«آن‌ها یک چماق باستانی در غار پیدا کردند.»

They found an ancient club in the cave.

تفاوت با واژه‌های مشابه
batچوب چرخ

روزمره. به چوب ورزشی شکل‌دار اشاره دارد؛ فقط زمانی که منظور چوب ورزشی باشد جایگزین 'club' می‌شود، مثلاً 'چوب بیسبال'، نه برای چوب به عنوان سلاح.

Everyday. Refers specifically to a shaped wooden stick used in sports like baseball; can replace 'club' only when meaning a sports stick, e.g. 'baseball bat' vs. 'club' as a weapon doesn't work.

cudgelچماق

رسمی یا ادبی. به ندرت در مکالمه روزمره استفاده می‌شود؛ هم‌معنی با چماق به عنوان سلاح ولی بیشتر در متن‌های نوشتاری یا تاریخی یافت می‌شود.

Formal or literary. Rarely used in everyday speech; synonymous with 'club' as a weapon but often found in writing or historical contexts.

2noun (اسم)commonplural (جمع): clubs

اسم — کلوپ

کلوپباشگاهانجمن

سازمان یا گروهی از افراد که هدف یا علاقه مشترک دارند.

An organization or group of people with a common interest or goal.

«او برای آشنایی با افراد جدید به باشگاه کتاب پیوست.»

She joined the book club to meet new people.

«باشگاه شطرنج هر چهارشنبه عصر جلسه دارد.»

The chess club meets every Wednesday evening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
associationانجمن

رسمی. اشاره به گروه‌های سازمان‌یافته برای علایق حرفه‌ای یا اجتماعی؛ در موقعیت‌های رسمی قابل جایگزینی است ولی معمولاً بزرگ‌تر یا رسمی‌تر است.

Formal. Refers to organized groups typically for professional, social, or special interests; interchangeable with 'club' in formal contexts but usually bigger or more official, e.g. 'writers association' instead of 'writers club'.

teamتیم

روزمره. به گروهی برای ورزش یا رقابت اشاره دارد؛ فقط وقتی درباره باشگاه‌های ورزشی است جایگزین 'club' می‌شود.

Everyday. Denotes a group organized to play a sport or compete; can replace 'club' only when referring to sports clubs, e.g. 'football team' vs. social club.

3noun (اسم)commonplural (جمع): clubs

اسم — کلوب

کلوبباشگاه شبانهکلوپ شبانه

مکانی برای سرگرمی اجتماعی که معمولاً موسیقی یا رقص دارد.

A place or establishment for social entertainment, often featuring music or dancing.

«آن‌ها برای تمام شب رقصیدن به کلوب رفتند.»

They went to a club to dance all night.

«آن کلوب هر آخر هفته موسیقی زنده دارد.»

The club plays live music every weekend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nightclubکلوب شبانه

رایج. همیشه به محل‌های شبانه با موسیقی و رقص اشاره دارد؛ فقط در زمینه مکان‌های سرگرمی شبانه جایگزین 'club' می‌شود.

Common. Always refers to entertainment venues open at night with music and dancing; interchangeable with 'club' only in the context of nightlife venues.

discoدیسکو

غیررسمی. به محل‌ها یا رویدادهای موسیقی دیسکو اشاره دارد؛ کمی کمتر رایج ولی در مکالمات غیررسمی می‌تواند جایگزین 'club' باشد.

Informal. Refers specifically to venues or events focused on disco music and dancing; less common term today but interchangeable with 'club' in casual context.

4verb (فعل)commonpast (گذشته): clubbedpast participle (مفعولی): clubbed-ing (حال): clubbing3rd (سوم): clubs

فعل — ضربه زدن با چماق

ضربه زدن با چماقزخمی کردن با چوب

زدن کسی یا چیزی با یک چوب سنگین.

To hit someone or something with a heavy stick.

«ضارب با چماق به سر قربانی زد.»

The attacker clubbed the victim over the head.

«او توپ را با چوب زد تا گل بزند.»

He clubbed the ball to score a goal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beatزدن

روزمره. واژه کلی برای ضربه زدن؛ در اغلب موقعیت‌ها قابل جایگزینی با club است ولی مشخص نمی‌کند با چه چیزی زده شده.

Everyday. General term for hitting; can replace 'club' in many contexts but is less specific about the instrument used, e.g. 'beat him' vs. 'club him'.

bludgeonضربه سهمگین زدن

رسمی/ادبی. به معنای ضربه زدن با جسم سنگین است؛ هم‌معنی با فعل club ولی رسمی‌تر و بیشتر در نوشته‌ها استفاده می‌شود.

Formal/literary. Specifically means to hit with a heavy object; synonymous with 'club' (verb) but more formal and often used in writing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000