cudgel

cud·gel/ˈkʌdʒəl/
noun (اسم)commonplural (جمع): cudgels

اسم — چوبدست

چوبدستچماق

چوب کوتاه و قطوری که به عنوان سلاح یا ضربه‌گیر استفاده می‌شود.

A short, thick stick used as a weapon or for beating.

«او با چوبدست از خود دفاع کرد.»

He defended himself with a cudgel.

«مهاجم چوبدستی بزرگ حمل می‌کرد.»

The attacker carried a large cudgel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clubچوبدست

رایج. هر دو اسلحه‌های تیشه‌ای هستند؛ cudgel به اندازه کوچکتر تاکید دارد.

Common. Both are blunt weapons; cudgel emphasizes smaller size.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000