frayne

/freɪn/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): fraynedpast participle (مفعولی): frayned-ing (حال): frayning3rd (سوم): fraynes

فعل — ستم کردن

ستم کردناذیت کردن

ظلم کردن یا آزار رساندن، به طور تاریخی یا در لهجه‌ها.

To oppress or harass, used historically or dialectally.

«پادشاه به شکل ناعادلانه دهقانان را ستم کرد.»

The king frayned the peasants unjustly.

«کارگران توسط ناظران سخت‌گیر اذیت شدند.»

Workers were frayned by harsh overseers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oppressستم کردن

رسمی. معنای قوی‌تر و سازمان‌یافته‌تر نسبت به 'frayne' دارد.

Formal. Systematic harsh treatment, stronger than 'frayne'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000