frenchman

french·man/ˈfrentʃ.mən/
noun (اسم)commonplural (جمع): frenchmen

اسم — فرانسوی

فرانسویمرد فرانسوی

مردی که اهل فرانسه است.

A man from France.

«یک فرانسوی هفته گذشته به شهر سفر کرد.»

A Frenchman visited the city last week.

«آن مرد فرانسوی چندین زبان را صحبت می‌کند.»

The Frenchman speaks several languages.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000