در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی سریع، پرانرژی و کمی کنترلنشده.
In a fast, energetic, and somewhat uncontrolled manner.
«او به شکلی پرانرژی و شتابان برای تحویل کار تلاش کرد.»
“He worked frenetically to meet the deadline.”
«جمعیت در طول کنسرت به صورت دیوانهوار حرکت میکرد.»
“The crowd moved frenetically during the concert.”
معمولی. سرعت و انرژی مشابه اما معمولاً به معنای هراس.
Common. Similar speed and energy but usually implies panic.