fricative

fric·a·tive/ˈfrɪkətɪv/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): fricatives

اسم — همخوان سایشی

همخوان سایشیصامت سایشی

صدای همخوانی که با عبور اجباری هوا از یک شکاف باریک و ایجاد اصطکاک تولید می‌شود، مانند /ف/، /س/ یا /ث/.

A consonant sound produced by forcing air through a narrow gap, creating friction, such as /f/, /s/, or /θ/.

«صدای /س/ در 'snake' یک همخوان سایشی بی‌واک است.»

The /s/ sound in 'snake' is a voiceless fricative.

«بسیاری از زبان‌ها مجموعه‌ای غنی از همخوان‌های سایشی دارند.»

Many languages have a rich set of fricative consonants.

متضادها
2adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more fricativesuperlative (عالی): most fricative

صفت — سایشی

سایشی

مربوط به یا بودن یک همخوان سایشی.

Relating to or being a fricative consonant.

«صدای 'th' یک صدای سایشی رایج در انگلیسی است.»

The 'th' sound is a common fricative sound in English.

«او ویژگی‌های سایشی گفتار را تحلیل کرد.»

She analyzed the fricative qualities of the speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000