fudge

/fʌdʒ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): fudges

اسم — فاج

فاجآبنبات فاج

نوعی شیرینی نرم که از شکر، کره و شیر یا خامه تهیه می‌شود و اغلب با شکلات طعم‌دار است.

A soft candy made from sugar, butter, and milk or cream, often flavored with chocolate.

«او یک جعبه فاج شکلاتی خانگی به مهمانی آورد.»

She brought a box of homemade chocolate fudge to the party.

«این فاج در دهان آب می‌شود.»

This fudge melts in your mouth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
toffeeتافی

روزمره. آبنبات سفت و جویدنی که با جوشاندن شکر و کره با هم تهیه می‌شود. fudge از toffee نرم‌تر و خامه‌ای‌تر است. آنها انواع متمایزی از شیرینی هستند.

Everyday. A hard, chewy candy made by boiling sugar and butter together. 'Fudge' is softer and creamier than 'toffee'. They are distinct types of confectionery.

caramelکارامل

روزمره. شیرینی سفت و جویدنی ساخته شده از شکر، کره و خامه، یا محصول قنادی قهوه‌ای روشن. fudge اغلب بافت خردشونده دارد، در حالی که caramel معمولاً صاف و انعطاف‌پذیرتر است.

Everyday. A firm, chewy sweet made from sugar, butter, and cream, or a pale brown confectionery product. 'Fudge' often has a crumbly texture, while 'caramel' is typically smooth and more pliable.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): fudgedpast participle (مفعولی): fudged-ing (حال): fudging3rd (سوم): fudges

فعل — طفره رفتن

طفره رفتنحقیقت را پنهان کردنمبهم صحبت کردن

چیزی را به شکلی مبهم، طفره‌آمیز یا ناکافی ارائه دادن یا با آن برخورد کردن، به خصوص برای پنهان کردن حقیقت یا طفره رفتن از تصمیم‌گیری.

To present or deal with (something) in a vague, evasive, or inadequate way, especially in order to conceal the truth or avoid making a decision.

«او سعی کرد اعداد را دستکاری کند تا گزارش بهتر به نظر برسد.»

He tried to fudge the numbers to make the report look better.

«سعی نکنید از موضوع طفره بروید؛ فقط یک پاسخ مستقیم بدهید.»

Don't try to fudge the issue; just give a direct answer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evadeطفره رفتن

رسمی. فرار کردن یا اجتناب کردن از (کسی یا چیزی)، به ویژه با حیله‌گری. «او از پاسخ به سوال طفره رفت.» fudge بیشتر در مورد شیوه صحبت کردن یا ارائه دادن است، در حالی که evade به طور کلی در مورد اجتناب است.

Formal. To escape or avoid (someone or something), especially by cunning or trickery. 'He evaded the question.' 'Fudge' is more about the manner of speaking or presenting, while 'evade' is about avoiding entirely.

equivocateدوپهلو حرف زدن

رسمی. برای پنهان کردن حقیقت یا اجتناب از تعهد، از زبان مبهم استفاده کردن. «وقتی درباره رسوایی از سیاستمدار سوال شد، او دوپهلو حرف زد.» این بسیار شبیه fudge است، اما اغلب به استفاده عمدی و هنرمندانه از کلمات برای گمراه کردن اشاره دارد.

Formal. To use ambiguous language so as to conceal the truth or avoid committing oneself. 'When asked about the scandal, the politician equivocated.' This is very similar to 'fudge', but often implies a more deliberate and artful use of words to mislead.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000