fundamental component

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fun·da·men·tal com·po·nent/ˌfʌndəˈmɛntəl kəmˈpoʊnənt/
noun (اسم)formalplural (جمع): fundamental components

اسم — جزء بنیادی

جزء بنیادیمؤلفهٔ اساسی

بخش ضروری‌ای که برای کارکردن یا وجود داشتنِ چیزی لازم است.

An essential part needed for something to work or exist.

«آب جزء بنیادی زندگی است.»

Water is a fundamental component of life.

«اعتماد مؤلفه‌ای اساسی در کار تیمی است.»

Trust is a fundamental component of teamwork.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000