در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شیوهای که طنزآمیز یا بامزه است.
In a way that is humorous or amusing.
«جالب این که هیچکس تا ظهر اشتباه را متوجه نشد.»
“Funnily, nobody noticed the mistake until noon.”
«داستان را طوری تعریف کرد که همه خندیدند.»
“He told the story funnily, making everyone laugh.”
رسمی. معنی مشابه با احتمال طنز زیرکانه یا ظریف.
Formal. Similar meaning but can imply clever or subtle humor.