funned

/fʌnd/
verb (فعل)informalpast (گذشته): funnedpast participle (مفعولی): funned-ing (حال): funning3rd (سوم): funs

فعل — سرگرم شد

سرگرم شدخوش گذراند

گذشته فعل fun: خود یا دیگران را سرگرم کردن.

Past tense of fun: to amuse oneself or others.

«ما تمام روز در پارک سرگرم بودیم.»

We funned all day at the amusement park.

«او بعد از مدرسه با دوستانش خوش گذراند.»

She funned with her friends after school.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000