در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل funk؛ ترسیدن یا بهخاطر ترس کاری را انجام ندادن
Past tense of funk; to be scared or avoid doing something due to fear
«او بهخاطر ترس از چالش اجتناب کرد.»
“He funked out of the challenge.”
«آنها از مواجهه ترسیدند.»
“They funked the confrontation.”
غیررسمی. تأکید بر خم شدن از ترس، معنی مشابه با funked دارد.
Informal. Emphasizes crouching in fear, similar to funked in meaning.