funky

fun·ky/ˈfʌŋki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): funkiersuperlative (عالی): funkiest

صفت — جالب

جالبمد روز

دارای سبک خاص، مد روز و جالب

Having a cool, unusual, and fashionable style

«او در مهمانی کلاه جالبی پوشیده بود.»

She wore a funky hat to the party.

«کلاب تمام شب موسیقی جالبی پخش می‌کند.»

The club plays funky music all night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stylishمد روز

رایج. به معنای سبک جذاب و مد روز.

Common. Indicates fashionable, attractive style.

trendyمد روز

غیررسمی. محبوب و مد روز در زمان خاص.

Informal. Popular or fashionable at a certain time.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000