furthest

fur·thest/ˈfɜːr.ðɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): furthersuperlative (عالی): furthest

صفت — دورترین

دورترینبعیدترین

دورترین در فضا یا زمان؛ بیشترین فاصله.

Most distant in space or time; the greatest distance away.

«این دورترین جایی است که تا به حال سفر کرده‌ام.»

This is the furthest I have ever traveled.

«او توپ را دورترین پرت کرد.»

She threw the ball the furthest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
farthestدورترین

رایج. معمولا با furthest برای فاصله‌های فیزیکی قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable with furthest for physical distances.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000