g

/dʒiː/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Gs

اسم — جی

جیحرف G

هفتمین حرف الفبای انگلیسی.

The seventh letter of the English alphabet.

«کلمه 'girl' با حرف G شروع می‌شود.»

The word 'girl' starts with the letter G.

«یک G بزرگ اینجا بنویس.»

Write a capital G here.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): Gs

اسم — گرم

گرمگرانش

مخفف 'گرم' یا 'گرانش'.

An abbreviation for 'gram' or 'gravity'.

«دستور غذا ۲۰۰ گرم آرد می‌خواهد.»

The recipe calls for 200g of flour.

«فضانوردان در فضا بی‌وزنی (صفر G) را تجربه می‌کنند.»

Astronauts experience zero G in space.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000