futzing

futz·ing/ˈfʌt.sɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): futzedpast participle (مفعولی): futzed-ing (حال): futzing3rd (سوم): futzes

فعل — صرف وقت بیهوده کردن

صرف وقت بیهوده کردنولچرخیدن

شکل زمان حال استمراری فعل 'futz': وقت تلف کردن یا بی‌هدف مشغول بودن

Gerund or present participle of 'futz': to waste time or busy oneself aimlessly

«او به جای کار بی‌هدف وقت تلف می‌کرد.»

He was futzing around instead of working.

«دست از ولچرخیدن بردار و روی کارت تمرکز کن.»

Stop futzing and focus on your task.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dawdlingولچرخیدن

غیررسمی. وقتی به معنای تلف کردن وقت است قابل جایگزینی است.

Informal. Interchangeable when meaning wasting time without purpose.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000