dawdling

dawd·ling/ˈdɔːdlɪŋ/
dawdleto waste time idly
noun (اسم)common

اسم — اتلاف وقت

اتلاف وقتکُندی

عمل هدر دادن وقت با حرکت آهسته یا بیکار بودن.

The act of wasting time by moving slowly or being idle.

«کُندی او باعث شد تیم دیر کند.»

His dawdling caused the team to be late.

«دست از اتلاف وقت بردار و کارت را تمام کن.»

Stop dawdling and finish your work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loafingناسازگاری

غیررسمی. معنی مشابه، به تنبلی و بیکاری اشاره دارد.

Informal. Similar meaning, implies laziness and idleness.

lingeringماندن طولانی

رایج. بیش از حد ماندن؛ می‌تواند به آهستگی حرکت اشاره کند.

Common. Staying longer than necessary; can imply slow movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000