در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای ظاهر یا بافت نرم، تار یا نامشخص.
Having a soft, blurry, or unclear appearance or texture.
«عکس مات بود و سخت دیده میشد.»
“The photo was fuzzy and hard to see.”
«خاطرهاش از آن رویداد مبهم است.»
“His memory of the event is fuzzy.”