gaffer

gaf·fer/ˈɡæfər/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): gaffers

اسم — رئیس برقکاران

رئیس برقکارانسر برقکار

رئیس برقکاران در گروه فیلم‌برداری یا تلویزیون

the chief electrician in a film or TV production crew

«رئیس برقکاران نورپردازی صحنه را تنظیم کرد.»

The gaffer adjusted the lighting for the scene.

«او با رئیس برقکاران درباره تنظیمات برقی صحبت کرد.»

She spoke with the gaffer about the electrical setup.

2noun (اسم)archaicplural (جمع): gaffers

اسم — مرد

مردرئیسکارفرما

اصطلاح قدیمی برای مرد یا کارفرما

an old-fashioned term for a man or an employer

«مرد پیر داستان‌هایی از جوانی‌اش گفت.»

The old gaffer told stories of his youth.

«رئیس کارخانه تصمیم گرفت آنجا را ببندد.»

The gaffer decided to close the factory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
manمرد

غیررسمی/منسوخ. گاهی برای مردان مسن‌تر استفاده می‌شود.

Informal/dated. Sometimes used interchangeably for older men.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000