gallop

gal·lop/ˈɡæləp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): gallopedpast participle (مفعولی): galloped-ing (حال): galloping3rd (سوم): gallops

فعل — تند تاختن

تند تاختن

دویدن سریع با الگوی چهار ضربی مخصوص اسب.

To run fast with a horse's characteristic four-beat gait.

«اسب تند از مزرعه عبور کرد.»

The horse galloped across the field.

«او تماشاگر تاختن آزادانه اسب‌ها بود.»

She watched the horses gallop freely.

2noun (اسم)common

اسم — تاختن

تاختن

حرکت سریع اسب با الگوی چهار ضربه‌ای.

The fast running gait of a horse with four beats.

«اسب به تاخت رفت.»

The horse broke into a gallop.

«آن‌ها صدای تاخت سم‌ها را شنیدند.»

They heard the gallop of hooves.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000