galumph

ga·lumph/ɡəˈlʌmf/
verb (فعل)informalpast (گذشته): galumphedpast participle (مفعولی): galumphed-ing (حال): galumphing3rd (سوم): galumphs

فعل — صر‌صر کردن

صر‌صر کردندخالت کردن

حرکت کردن به صورت سنگین، بی‌دقت و پرصدا، معمولاً با شادی یا هیجان.

To move in a clumsy, noisy, or heavy manner, often with joy or excitement.

«بچه‌ها به صورت سنگین و پرصدا از وسط زمین گل‌آلود عبور کردند.»

The children galumphed through the muddy field.

«با صدای بلند خنده وارد اتاق شد.»

He galumphed into the room, laughing loudly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lumberلَمبِر کردن

غیررسمی. بر حرکت سنگین و بی‌دقت تأکید دارد؛ مشابه galumph.

Informal. Emphasizes heavy and clumsy movement; similar to galumph.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000