gaming

gam·ing/ˈɡeɪmɪŋ/
gamea form of play or competition-ingprocess or activity
1noun (اسم)common

اسم — بازی کردن (ویدیویی)

بازی کردن (ویدیویی)گیمینگ

فعالیت بازی‌های ویدیویی.

The activity of playing video games.

«بازی‌های ویدیویی به یک صنعت بزرگ در سراسر جهان تبدیل شده است.»

Gaming has become a huge industry worldwide.

«او بیشتر اوقات فراغت خود را به بازی کردن می‌گذراند.»

He spends most of his free time gaming.

تفاوت با واژه‌های مشابه
playبازی

رایج. اصطلاحی گسترده‌تر برای درگیر شدن در فعالیتی برای لذت. 'بازی' می‌تواند به هر نوع بازی، نه فقط بازی‌های ویدیویی، و همچنین به فعالیت‌های کودکان اشاره داشته باشد. 'بازی کودکان' درست است، 'بازی ویدیویی' درست است، اما 'gaming' مختص بازی‌های ویدیویی است.

Common. Broader term for engaging in an activity for enjoyment. 'Play' can refer to any game, not just video games, and also to children's activities. 'Children's play' works, 'Video game play' works, but 'gaming' is specific to video games.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): gamedpast participle (مفعولی): gamed-ing (حال): gaming3rd (سوم): games

فعل — بازی می‌کند

بازی می‌کنددر حال بازی است

صرف فعل 'game' در زمان حال است، به معنای بازی‌های ویدیویی کردن.

The present participle of 'game', meaning to play video games.

«آن‌ها تمام شب را بازی می‌کردند و با دوستان آنلاین رقابت می‌کردند.»

They were gaming all night, competing against friends online.

«بچه‌ها الان در اتاقشان در حال بازی کردن هستند.»

The kids are gaming in their room right now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
playingبازی کردن

رایج. اصطلاحی گسترده‌تر. در حالی که کسی که 'gaming' می‌کند 'بازی' می‌کند، 'playing' می‌تواند به ورزش، بازی‌های رومیزی، آلات موسیقی و غیره نیز اشاره داشته باشد. 'او فوتبال بازی می‌کند' درست است، 'او فوتبال gaming می‌کند' درست نیست.

Common. Broader term. While someone 'gaming' is 'playing', 'playing' can also refer to sports, board games, musical instruments, etc. 'He is playing soccer' works, 'He is gaming soccer' doesn't.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): gamedpast participle (مفعولی): gamed-ing (حال): gaming3rd (سوم): games

فعل — دستکاری کردن

دستکاری کردنتقلب کردن

دستکاری یک سیستم یا وضعیت، اغلب ناعادلانه، برای به دست آوردن مزیت.

Manipulating a system or situation, often unfairly, to gain an advantage.

«برخی دانشجویان سعی می‌کنند با دستکاری سیستم نمرات بهتری بگیرند.»

Some students try gaming the system to get better grades.

«او متهم به دستکاری قوانین مالیاتی شد.»

He was accused of gaming the tax laws.

تفاوت با واژه‌های مشابه
manipulatingدستکاری کردن

رایج. هنگام اشاره به نفوذ ناعادلانه، مستقیماً قابل تعویض است. 'Manipulating' می‌تواند گسترده‌تر باشد، از جمله دستکاری روان‌شناختی، در حالی که 'gaming' به طور خاص به سیستم‌ها یا قوانین اشاره دارد. 'او سیستم را دستکاری می‌کند' درست است، 'او سیستم را gaming می‌کند' نیز درست است.

Common. Directly interchangeable when referring to unfair influence. 'Manipulating' can be broader, including psychological manipulation, whereas 'gaming' specifically refers to systems or rules. 'He is manipulating the system' works, 'He is gaming the system' also works.

cheatingتقلب کردن

رایج. مستقیم‌تر است و اغلب به نقض قوانین خاص اشاره دارد، در حالی که 'gaming' ممکن است شامل بهره‌برداری از نقاط ضعف بدون نقض صریح قوانین باشد. 'او در امتحان در حال تقلب دستگیر شد' درست است، 'او در امتحان در حال gaming دستگیر شد' کمتر طبیعی به نظر می‌رسد.

Common. More direct and often refers to breaking specific rules, whereas 'gaming' might involve exploiting loopholes without explicitly breaking rules. 'He was caught cheating on the exam' works, 'He was caught gaming the exam' sounds less natural.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000